سه شنبه ۳۰ تیر ۰۵

رابطه عاطفی

همون طور که اسپرسو به شما انرژی میده مطالب وبلاگ اسپرسو هم شما را شگفت زده میکنه

پس از دعوا با همسر، این کار‌ها را انجام ندهید

۸۶۰ بازديد

اختلاف نظر در هر زوجی طبیعی ست. هر چه باشد ما آدم‌ها با هم متفاوتیم و ممکن است گاهی با هم اختلاف نظر‌هایی هم داشته باشیم.

حتما مقالات زیادی در مورد باید و نباید‌های رفتاری هنگام دعوا خوانده اید، اما آیا چیزی در مورد رفتار‌های پس از دعوا هم می‌دانید؟ همانقدر که کار‌ها و حرف‌های ما هنگام بگومگو با شریک زندگی مان اهمیت دارد، رفتارهایمان هم پس از دعوا می‌تواند سرنوشت ساز باشند. ما در این مطلب کار‌هایی را که شما نباید پس از دعوا با همسرتان انجام دهید، برایتان آورده ایم. مطمئنا با رعایت آن‌ها از پس هر دعوایی به راحتی بر خواهید آمد.

اگر پس از دعوا، به اندکی زمان برای تنهایی نیاز دارید، هیچ عیبی ندارد، به شرط آن که شریک زندگی تان را نیز در جریان بگذارید. یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که شما پس از دعوا مرتکب می‌شوید، این است که قهر می‌کنید. اگر شما همسرتان را نادیده بگیرید، او این برداشت را خواهد کرد که شما در حال تلافی یا تنبیه او هستید. همین باعث می‌شود که او گاردش را پایین نگذارد و همچنان فاصله اش را با شما حفظ کند.

در این شرایط، اگر واقعا نمی‌توانید با او ارتباط برقرار کنید، بهتر است که به او بگویید: «من مثل تو نمی‌توانم خیلی زود همه چیز را فراموش کنم و به حال قبل باز گردم، بهتر است که 24 ساعت به من زمان دهی. به احتمال زیاد همه چیز حل خواهد شد، در غیر این صورت باز هم با هم صحبت خواهیم کرد.»

آیا شما هم جزو افرادی هستید که اگر حرفی ناراحت تان کند تا مدت‌ها آن را به زبان می‌آورید؟ این رفتار، به خصوص در رابطه عاطفی، اشتباه است. اگر شریک زندگی شما در طول دعوا حرفی زد که شما را رنجاند، همان موقع به او گوشزد کنید که این حرف‌های او شما را ناراحت می‌کند. اما اگر در روز‌های آتی، همچنان حرف‌های زده شده را به یاد آوردید و عصبانی شدید، بهتر است که دیگر در مورد آن صحبت نکنید، زیرا بیان موضوعی که سر آن دعوا کرده اید برای بار دوم، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد؛ بنابراین اگر نمی‌خواهید بار دیگر آن‌ها را بشنوید، بهتر است که فراموششان کنید.

شما یک بار حرف دلتان را زده اید، پس به جای تاکید بر آن، منتظر نتیجه اش باشید. اگر پس از مشاجره، هنوز جملاتی، چون «تنهام بذار»، «من هنوز ناراحتم» یا «چرا اینطوری شد؟» را شنیدید، تنها گفتن «ببخشید» یا «متاسفم» کافی نیست. شریک زندگی شما هنوز ناراحت است، پس باید کاری بیش از ابراز بخشش کنید. در این شرایط بهتر است کمی با او صحبت کنید. به عنوان مثال پس از معذرت خواهی، در مورد موضوع دعوا بیشتر صحبت کنید و به او این اطمینان را بدهید که این مشکل دیگر تکرار نخواهد شد.

دعوای شما می‌تواند دلایل زیادی داشته باشد. یک روز بد کاری، سردرد، بی خوابی یا غیره... تحقیقات نشان داده، زوج‌هایی که به میزان کافی نمی‌خوابند، بیشتر از دیگران دعوا می‌کنند. در این شرایط، اگر شما به هر دلیل ناخوشایندی، سر موضوعی با همسرتان دعوا کردید، به جای کش دادن موضوع، بهتر است که دلیل کم تحملی و بی اعصابی تان را بگویید. به عنوان مثال به او بگویید که من دیشب کم خوابیدم از این رو حوصله ندارم یا این که سرم درد می‌کند و نمی‌توانم فعلا با تو صحبت کنم.

حتی بهتر است بار دیگری که از نظر جسمی یا روحی دچار مشکل شدید، قبل از به خانه آمدن همسرتان را نیز در جریان بگذارید تا مراعات حال تان را بکند. امکان دارد که شریک زندگی شما چند روز پس از دعوا دوباره به سمت تان بیاید و بار دیگر موضوع دعوا را پیش بکشد. اگر چه شما حوصله بحث دوباره را ندارید، اما بهتر است که در این شرایط به او پشت نکنید. پیشنهاد ما به شما این است که همیشه پس از هر دعوایی به طرق مقابل تان بگویید که در مورد موضوع بحث شده فکر کند و اگر نیازی به صحبت کردن دوباره بود، شما را نیز در جریان بگذارد.

اگر مشکل شریک زندگی تان حل نشود، در دل او مانده و بعدتر‌ها به شکل دیگری سر باز می‌کند؛ بنابراین ناراحتی‌های او را حتی اگر چند روز از دعوا گذشته، نادیده نگیرید. اگر همسر شما پس از دعوا، به برقراری رابطه زناشویی با شما تمایل نشان داد، دست رد به سینه او نزنید. این بدین معنی نیست که او همه چیز را از یاد برده، بلکه نشاندهنده این است که او دارد برای نزدیکی بیشتر به شما تلاش می‌کند.

بنابراین، این آخرین تلاش او را برای صمیمیت بیشتر، رد نکنید. اگر هم واقعا نمی‌توانید به درخواست او بله بگویید، این کار را خیلی آرام و محتاطانه انجام دهید. در این شرایط، او را بغل کنید به او بگویید: «می دانم که برای نزدیک شدن به من، تلاش می‌کنی، اما من اکنون در موقعیت خوبی نیستم. بهتر است آن را به زمان دیگری موکول کنیم». هیچوقت درخواست او را بدون توضیح رد نکنید.

بیان جمله «من منظورم این نبود» مثل این است که شما یک پاک کن به دست بگیرید و حرف هایتان را پاک کنید. این کار دعوا را بدتر می‌کند، زیرا بدون شک همسرتان در جواب این جمله شما خواهد گفت: «تو دقیقا منظورت همان بود.» در واقع این مدل حرف زدن شما را در گذشته نگه می‌دارد، درحالی که شما باید روی آینده و حل مشکل تان تمرکز کنید. حتی اگر همسرتان این جمله را به زبان آورد به او بگویید: «بله، می‌دانم که منظور تو آن نبود، اما حال نتیجه اش این شده، پس بهتر است که ازین به بعد فلان کار را انجام دهیم.»

هیچکس حوصله دعوا ندارد، اما دعوا هم گاهی فواید خود را دارد. در حقیقت زمانی که شما با شریک زندگی تان در مورد موضوعی دعوا می‌کنید، بدین معنی ست که هنوز به او و به تبع رابطه عاطفی تان اهمیت می‌دهید و برای درست کردن آن تلاش می‌کنید؛ بنابراین پس از دعوا، احساس نکنید که همه چیز تمام و رابطه شما خراب شده است. به جنبه‌های مثبت آن هم نگاه کنید. در دعوا خیلی حرف‌ها که شما در حالت عادی نمی‌زنید را به زبان می‌آورید، شیوه حرف زدن و حل مشکل را تمرین می‌کنید یا این که به راهکار‌هایی می‌رسید که برای یک رابطه بلند مدت لازم است؛ بنابراین از دعوایتان غول نسازید و کسی را برای آن سرزنش نکنید.

 

مرجع

 

تأثیر وضعیت مالی بر عشق و رابطه چگونه است؟

۸۶۲ بازديد

عشق و پول مقوله‌هایی نیستند که ما دوست داشته باشیم آن‌ها را به هم ربط بدهیم. هر چند عشق چیزی نیست که بتوان با پول آن را خرید، اما واقعیت این است که پول می‌تواند به طریقی هر رابطه‌ی عاشقانه‌ای را تحت تاثیر قرار بدهد (چه تازه و چه قدیمی!).

 

مسائل مالی معمولا آخرین چیزی هستند که وقتی عاشق می‌شویم به ذهن‌مان خطور می‌کنند، اما وقتی پای ایجاد و حفظ و بقای یک رابطه‌ی ماندگار به میان می‌آید، مسائل مالی و اقتصادی می‌توانند رابطه‌ای را بسازند یا از هم بگسلند.

اجازه دهید روراست باشیم؛ مطرح کردن مسائل مالی در روابط عاشقانه از هیچ سو جنبه‌ی منفی ندارد. دو نفر می‌توانند با پول زیاد یا بدون پول زیاد، یک زندگی شاد و سازش کارانه را با هم تجربه کنند. به هر حال در نظر گرفتن تاثیر پول بر یک زندگی عاشقانه، فقط بخشی از این رابطه است.

در روز‌های اول آشنایی شاید تصور کنید هنوز خیلی زود است که مسائل مالی مطرح شوند، اما حتی اگر شما متوجه نشوید، مسائل مالی خودشان در حال انجام کارشان هستند! قرار ملاقات‌های عاشقانه نیز هزینه بردارند؛ در رستوران غذا خوردن‌ها، کافی شاپ رفتن‌ها، هدیه خریدن‌ها، بلیط‌های سینما و کنسرت، این طرف و آن طرف رفتن‌ها و...، همگی هزینه‌های هنگفتی دارند.

شاید بگویید نیازی نیست اینهمه پول خرج کنید تا با عشق‌تان دیداری داشته باشید، بله شما می‌توانید با هم در پارک قدم بزنید، پیک نیک بروید، با خودتان قهوه و چای ببرید و روی نیمکت پارک نوش جان کنید و از بودن در کنار هم لذت ببرید و بدین ترتیب قرار‌ها و دیدار‌های کم هزینه‌تری با هم داشته باشید. اما مسئله اینجاست که تفاوت یک قرار خوب با یک قرار بد در «همراهی» و «توافق نظر» است. اگر یکی از طرفین از این دست قرار‌ها و دیدار‌ها خوشش نیاید چطور؟ آیا باز هم می‌توانید دیدارهای‌تان را همینطور کم هزینه و راحت ادامه دهید؟

«دوران آشنایی» دوران بسیار مهم و حساسی برای شروع یک زندگی مشترک است. شما در این مرحله وقت صرف می‌کنید تا بیشتر با هم آشنا شوید و جنبه‌های شخصیتی همدیگر را بهتر بشناسید و بدانید ارزش‌ها و انگیزه‌ها و خواسته‌های‌تان تا چه اندازه با هم هماهنگ هستند. سازش و هماهنگی و اتفاق نظر مسئله‌ی پیچیده‌ای است و مسائل مالی و «پول» می‌توانند بخش بسیار مهمی از تصمیم گیری‌های طرفین را تحت تاثیر قرار بدهند.

مثلا اگر دو طرف دارای نظر‌های متفاوت یا متضادی در مورد مسائل مالی باشند، طبیعی است که خیلی زودتر از آنچه تصورش را بکنند دچار مشکل و اختلاف خواهند شد. هر چند بیشتر افراد کسی را بابت اینکه پول خیلی زیادی ندارد، اهل ولخرجی و چیز‌های گرانقیمت نیست سرزنش نمی‌کنند، اما درآمد و وضعیت اقتصادی طرف مقابل برای عده‌ای واقعا مسئله‌ی مهم و غیرقابل معامله‌ای است.

درست است که هر کسی متفاوت است و توقعات افراد از شریک زندگی‌شان با هم شبیه نیست، اما هیچکس نمی‌تواند مدعی شود که مسائل مالی بر عشق و رابطه بی‌تاثیر است. متی است همدیگر را می‌شناسید، با خانواده‌های هم آشنا شده‌اید و تا اینجا همه چیز خوب پیش رفته است، قدم بعدی؟ وقت آن است که جدی‌تر به نوع رابطه و تصمیم‌های‌تان فکر کنید و حالا مسائل مالی، نقش پُررنگ‌تری به خود گرفته‌اند.

اینکه عادت‌ها و خواسته‌ها و هدف‌های‌تان عین هم باشد، فرمولی نیست که شدنی باشد و معیار محسوب شود. بلکه چیزی که شما را به عنوان یک زوج به تفاهم و همدلی می‌رساند مهم است و چیزی که رابطه‌تان را خوب پیش می‌برد و بر سر آن به اتفاق نظر رسیده‌اید ارزشمند و مفید است. جالب است بدانید مسئله‌ی «با هم مسائل مالی را مدیریت کردن» همیشه هم به معنی شراکت 50/50 نیست.

با هم حرکت کردن و پیش رفتن، قدم بزرگی برای هر رابطه‌ای است، بنابراین خیلی خوب است که با هم بنشینید و در مورد مسائل مالی یک گفتگوی جدی داشته باشید. وقتی زیر یک سقف با هم زندگی می‌کنید، مسئله‌ی پول، مسئله‌ی مشترک و مربوط به هر دوی شما می‌شود. پس صحبت کردن در مورد مسائل مالی قبل از شروع زندگی مشترک کمک‌تان خواهد کرد برنامه‌ای منصفانه برای تمام جنبه‌های مالی زندگی‌تان بچینید که هر دوی شما آن را قبول داشته باشید.

«خیانت مالی» عبارتی است که به مخفی کاری‌های پولی از همسر گفته می‌شود (مثلا زیاد پول خرج کردن یا پول قرض دادن یا گرفتن بدون در جریان قرار دادن همسر). این جور مسائل به ندرت همیشه از همسر مخفی می‌مانند، بنابراین بهترین کار این است که با همسرتان روراست باشید و همدیگر را در جریان تمام مسائل مالی‌تان قرار دهید.

حالا که همسر مناسب خود را پیدا کرده‌اید و برای باقی زندگی‌تان برنامه دارید، همه چیز باید نسبتا به روال درست خود پیش برود. البته منظور این نیست که پول و سرمایه شما خود به خود محافظت می‌شود یا هرگز به مشکل مالی برنخواهید خورد. زندگی طبیعتا غیرقابل پیش بینی است. شما هرگز نمی‌دانید آینده چه خواهد شد و روز‌های عمرمان همیشه طبق برنامه‌های ما پیش نمی‌روند.

دلایل بسیار بسیار زیادی وجود دارد که تعادل مالی و اقتصادی خانواده‌ها به هم می‌ریزند و مورد خطر قرار می‌گیرند. مشکلات مالی می‌توانند فشار بینهایت به خانواده‌ها تحمیل کرده و حتی قوی‌ترین و عاشق‌ترین زوج‌ها را دچار اختلاف کنند. همه می‌دانیم که پس انداز کردن، بهترین آینده نگری مالی برای خانواده است، اما گاهی شرایط آنقدر دشوار می‌شود که شاید عملا این امکان وجود نداشته باشد که بتوانید مبلغ قابل توجهی جهت روز‌های مبادا پس انداز کنید.

به همین دلیل، از قبل برای چنین روز‌هایی باید برنامه ریزی کنید و با گفتگو و مشورت با هم، از قبل معلوم کنید در چنین بحران‌هایی چه می‌توانید و باید بکنید. هر بحرانی در صورتی که از قبل برای رویارویی با آن آماده باشید، راحت‌تر و موفقیت آمیزتر پشت سر گذاشته می‌شود. آینده نگری به شما امنیت روانی می‌دهد تا بتوانید در بدترین شرایط، بهترین تصمیم‌ها را بگیرید.

 

 

مرجع

چرا مرد زندگی‎تان به شما پیشنهاد ازدواج نمی‌دهد؟

۸۶۶ بازديد

برای بسیاری از خانم‌ها ازدواج کردن مهمترین هدف زندگی ست. آن‌ها مدام در مورد لباس عروسی، حلقه ازدواج، جشن عروسی و غیره... خیالپردازی می‌کنند در حالی که مرد زندگی شان هیچ علاقه‌ای به این کار نشان نمی‌دهد.

در این شرایط خانم‌ها مدام به دنبال علت این رفتار‌ها می‌گردند: «چرا عشق زندگی ام به من پیشنهاد ازدواج نمی‌دهد؟» این که مرد زندگی تان به شما پیشنهاد ازدواج نمی‌دهد دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد. برای یافتن جواب، در ادامه مطلب همراه مان باشید.

ازدواج کردن برای خیلی ها، به معنی از دست دادن آزادی ست، به خصوص زمانی که فرزند نیز به جمع شان اضافه می‌شود. شاید مردی که به او علاقه دارید، می‌ترسد که پس از ازدواج با شما آزادی اش را از دست دهد. در این شرایط شما باید این اطمینان را به او بدهید که همچین اتفاقی نمی‌افتد. اگر او نگران این است که پس از ازدواج باید دور دوستان، سفر یا تفریحات خود را خط بکشد، به او بگویید که در تمام این خوشگذرانی‌ها کنارش خواهید بود.

اگر چه اولویت اکثر خانم‌ها رابطه عاطفی شان است، اما آقایان معمولا کارشان را به هر چیز دیگری ترجیح می‌دهند. ممکن است که مرد زندگی شما این روز‌ها به شدت درگیر کارش باشد. ازدواج کار ساده‌ای نیست، نیاز به وقت آزاد، ذهن باز و پول دارد، از این رو ممکن است که طرف مقابل شما به دلیل مشغله کاری خود نتواند در حال حاضر دست به این کار بزند. در این شرایط بهتر است که به او فشار نیاورید، زیرا فشار و اصرار‌های شما بر مشکلات او خواهد افزود. کمی به او زمان دهید تا هر چه سریع‌تر به کارهایش سروسامان دهد تا با خیال راحت بتواند برای عروسی با شما برنامه ریزی کند.

علارغم این که سنت تغییر کرده و برخی آقایان به طور مستقیم از زن مورد علاقه شان خواستگاری می‌کنند و سپس خانواده هایشان را در جریان می‌گذارند، اما برخی دیگر نیز هستند که ترجیح می‌دهند این موضوع را اول با خانواده طرف مقابل شان مطرح کنند. از این رو شاید مرد زندگی شما برای تماس گرفتن با پدرتان کمی نگران است، از این رو آن را به تعویق می‌اندازد. شاید او از این که از پدرتان جواب منفی بگیرد، می‌ترسد. اگر تشخیص دادید که مشکل او تماس با خانواده تان است، بهتر است که شرایطی فراهم کنید تا او راحت‌تر بتواند با پدرتان ارتباط برقرار کند.

در بعضی از خانواده‌ها رسم است که اول فرزندان بزرگ ازدواج کنند و سپس فرزندان کوچک تر، از این رو شاید مشکل مرد مورد علاقه شما این است که هنوز در خانه، برادر یا خواهر مجرد بزرگ‌تر از خود دارد و منتظر ازدواج آنهاست. در این شرایط شما باید به سنت آن‌ها احترام بگذارید. در واقع اصرار‌های شما فرقی در این شرایط ایجاد نخواهد کرد. در این شرایط، بهتر است که با طرف مقابل تان حرف بزنید و از او بخواهید که یک زمانی را برای شما تعیین کند.

شاید خواهر یا برادر بزرگ‌تر او اصلا قصد ازدواج نداشته باشد یا این که تا چند سال آینده هم به خانه بخت نروند، آنوقت تکلیف شما چیست؟ شما نیز باید به زمان تان احترام بگذارید و از او بخواهید که یک بازه زمانی برای شما مشخص کند.

زمانی که شما به ازدواج فکر می‌کنید، باید به فکر بچه دار شدن هم باشید. شاید مرد زندگی تان، برخلاف شما علاقه‌ای به پدر شدن نداشته باشد. این مسئولیت بزرگی ست که طرف مقابل تان نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد، از این رو سعی می‌کند که ازدواج را نیز به تعویق بیاندازد. شاید بد نباشد که در مورد فرزند با او به طور جدی‌تر صحبت کنید. شاید نگرانی‌های او برطرف شد و برای ازدواج با شما نیز انگیزه بیشتری پیدا کرد.

ازدواج برای برخی از مردم به معنی تمام شدن هیجانات زندگی ست. شاید مرد زندگی تان فرد خودخواهی باشد که دوست داشته باشد تنهایی به دور دنیا سفر کند، کار‌های خطرناک انجام دهد و هر روز زندگی اش پر از هیجان باشد... طبیعی ست که این فرد به زندگی متاهلی و آرام تمایلی نداشته باشد. او احساس می‌کند که با ازدواج دست و پایش بسته شده و تمام فرصت‌های زندگی اش را از دست می‌دهد. بهتر است که ابتدا با او صحبت کنید و این اطمینان را به او دهید که زندگی متاهلی نیز هیجانات خود را خواهد داشت.

اگر باز هم نتوانستید او را متقاعد کنید، بهتر است که کمی دیگر به او فرصت دهید. بدون شک او روزی به آرامش زندگی متاهلی نیاز پیدا خواهد کرد. اگر تمام شرایط برای طرف مقابل تان فراهم است، اما او به شما پیشنهاد ازدواج نمی‌دهد و مدام این پا و آن پا می‌کند، احتمال دارد که او دلش جای دیگری گیر باشد.

به رفتار‌های او دقت کنید. آیا او هنوز عکس‌های عشق قبلی اش را در گوشی نگه داشته؟ آیا هنوز عکس هایش را لایک می‌کند؟ یا این که در حرف هایش با شما مدام از او حرف می‌زند؟ اگر نشانه‌های عجیب و غریبی از این شکل را در رفتار او دیدید، بدانید که زنگ خطر زده شده است و ممکن است که او هنوز دلش پیش فرد دیگری گیر باشد. در این شرایط بهتر است که هر چه زودتر به رابطه با او خاتمه دهید.

 

 

مرجع