سه شنبه ۳۰ تیر ۰۵

دنیا

همون طور که اسپرسو به شما انرژی میده مطالب وبلاگ اسپرسو هم شما را شگفت زده میکنه

ستاره و قطره

۹۲۵ بازديد




                                                                    °•قطره دریا•°



چند روزیست که از آن بالا، تحولات عجیب دنیای پایینی را تماشا میکردیم.


امروز هم از همان روز ها بود؛ چند قطره کوچک مثل من که در ابر جا گرفته بودند ؛ همیشه درباره اتفاقی که قرار بود رخ بدهد حرف میزدند؛
طوریکه ترس ورشان میداشت...

و هر شب ستاره های رنگارنگ،ستاره های دنباله دار، که بزرگ و کوچک بودند را از آن بالا تماشا میکردیم.
هر قطره ای ، ستاره خودش را داشت...
هر قطره ای یک ستاره را می پرستید؛ اما گاهی این ستاره ها گم میشدند و بعضی ها مجبور بودند ستاره دیگری را برای خود کنند.

من ستاره ای نداشتم
و فقط، یک توپ آتشینی را از بالای سر ابر میدیدم؛ کار من این بود که این عجوبه را هر شب تماشا کنم
اما او هیچوقت مرا نمیدید
حالات عجیبی را در وجودش میدیدم ؛ پرتوی درونش در وجودم غلت میزد...

روز ها به همین روال می گذشت؛ تا اینکه شب هنگام، ابر به لرزش درآمد؛ میدانستیم که حالا ، نوبت ما بودو 
بانگ وداع نزدیک. صدایی لرزان گفت:(به آغوش ستاره ها میرویم؟ یعنی آنجا ستاره ای خواهد بود؟)
آن لحظه کسی چیزی نگفت.
در چشمانشان موج میزد ؛ ترس . ترس من با آن ها فرق داشت...

ابر کار خودش را کرد و ما دست هایمان از هم جدا شد؛ آن موقع که ما می افتادیم؛ ماه را دیدم که قایم میشد
شاید او هم مثل ابر دلش میگرفت؛ ولی او که نمیتوانست ببارد؟!

طولی نکشید و من، روی خانه ای افتادم و آن لحظه ابری که درونش بودم ؛ برای من ، دورترین 
نقطه ی زندگیم شد...
دنیا عجیب گرد است ... ستاره هایی که هرشب تماشا میکردیم ؛ حالا 
نیستند...
قطره هایی که آن بالا هستند حالا به ما می گویند:(این پایینی ها...)

نزدیک صبح بود که بیدار شدم هوای گرگ و میشی بود و در آن لحظه ؛ چراغ های روشن شهر را دیدم و با تعجب گفتم:
(ما به این ها ستاره میگفتیم؟ چقدر بیهوده بود آن همه پرستیدن...)

مدتی که گذشت ؛ چشمم ، به دریای عظیمی افتاد. با خوشحالی برگشتم سمت دیگر قطره ها و گفتم :
(بیایید ... دریا اینجاست...)
اما آن خوشحالی را در کسی ندیدم
قطره ای گفت:(اینجا ستاره ای نیست...ما میخواهیم برگردیم)
گفتم:(اما چطوری؟)
گفت:(منتظر خواهیم ماند؛ امروز خورشیدی از پس کوه ها ، ما را به سوی ابر ها میکشد)
گفتم:( اما من منتظر خورشید نیستم)

زیر چیت خانه تا شب پنهان ماندم.در تمام آن مدت ها تنها به یک چیز فکر میکردم و کسی نفهمید
بار ها با خودم حرف می زدم که ای کاش من ، او را دوباره ببنیم که او ،تنها ستاره واقعیست که من میشناسم...

چراغ های رنگارنگ زمین نیز ستاره اند؛ اما ستاره ای حقیقی است که اوج گرفته باشد. ستاره های اینجا ستاره هایی اند که حتی اگر بخواهند هم نمی توانند اوج بگیرند در حالیکه ، ستاره های واقعی از حصار زمین بیرون اند...

قطره حصار من چیت های خانه را رها کرد...
آن موقع که سوی دریا می رفت ، چشمانم را به آرامی بستم و رویایم را آنگونه که میخواستم دیدمش
و آرزو کردم که حقیقی شود ...
وقتی چشمانم را باز کردم ؛ خودم را در دل دریا دیدم و قطره حصار من
روی دریا آزاد گردید و به شکل موج های کوچک، هر طرف، روانه شد...

آنوقت که دریا در دل سکوت بود ؛سرم را بالا گرفتم و دست هایم را به پایین کشیدم تا خودم را به بالا برسانم.
صدایی در دلم تکرار شد
:(به آغوش ستاره ها میرویم ؟ یعنی آنجا ستاره ای خواهد بود؟)
 لبخندی زدم و در دلم گفتم :
        (آنجا ستاره ای خواهد بود ... ستاره ای درست در جایی خواهد بود که اولین بار دیدمش...)

سکوت دریا شکست ؛موج های کوچک رفته با موج های بزرگی برگشت...
وقتی سراز آب بیرون آوردم ؛ گیسوانم سر موج ها را گرفت و به بالا کشید ؛
با پیکر بزرگم سمت ساحل که میرفتم؛
دریا من را در حصار خود گرفت و لباسی بلند زیبا برای من شد . انعکاس ستاره ها را وقتی در تنم دیدم؛
با شگفتی سرم را بالا گرفتم و 
 دیدمش ؛ ستاره حقیقی ، توپ آتشین من...هنوز هم مثل قبل ها میدرخشید...

هزاران ستاره به من چشمک میزدند ؛ اما من فقط او را میدیدم ؛ انگار در کل دنیا تنها و تنها یک ستاره بود ؛حتی ماه هم به چشمم نمی آمد.حالا تمام آن هایی که صبر نکردندو رفتند ؛ دارند همان چراغ هارا می پرستند و منی که ماندم حقیقت را دیدم...

نگاهش کردم و صدایش زدم؛ با خوشحالی نگاهم کرد و چشمک زد . آن موقع که طلوع آرزوهایم بود ؛دستم را سمت آسمان شب کشیدم و با مهربانی، لمسش کردم...
............
.....
..
برگرفته از
ذهن

آسان بیندیش راحت زندگی کن

۸۳۷ بازديد

می گویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب به چشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما ...

می گویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب به چشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند.

به راهب مراجعه می کند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد می دهد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.او پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند.همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند.

پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمینو هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند.

او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته ؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته."مرد راهب با تعجب به بیمارش می گوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.

برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی ، بلکه با تغییر چشم اندازت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری.تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش میباشد. آسان بیندیش راحت زندگی کن.

مرجع

شش چیز در دنیا که در حال تمام شدن است

۸۶۲ بازديد
صندوق جهانی طبیعت که یک اتحادیهٔ غیردولتی و بین‌المللی برای حفاظت از محیط زیست است، برآورد کرده است که حدود نیمی از خاک سطحی جهان در طول 150سال گذشته از بین رفته است و حدود 500سال طول می‌کشد که فقط 2،5سانتی‌متر خاک سطحی به طور طبیعی ساخته شود.

 

شاید در مورد کمبود آب و نفت و زنبور‌های عسل چیز‌هایی شنیده باشید، اما منابع و چیز‌های دیگری هم هست که در حال تمام شدن هستند یا فقط به دلیل مدیریت نادرست دیگر وجود نخواهند داشت و نبود آن‌ها بر تمام عرصه‌های زندگی ما اثر خواهد گذاشت؛ و این هم شش موردی که ممکن است از آن بی‌خبر باشید.


1. جا در مدار زمین

برخورد اشیائی که در مدار زمین سرگردانند ممکن است باعث آسیب به شبکه‌های ارتباط‌ات تلفنی بشود. تا سال 2019 حدود 500 هزار وسیله در مدار زمین قرار دارد که فقط حدود 2000 تای آن‌ها کار می‌کند و فعال هستند، ماهواره‌هایی که ما هرروزه برای ارتباطات و راهیابی و تماشای برنامه‌های مورد‌علاقه‌مان استفاده می‌کنیم. باقی چیز‌ها بقایای موشک‌ها و سفینه‌های فضایی و چیز‌های دیگری هستند که با مدار زمین برخورد کرده‌اند.

خوب مشکل کجاست؟ این 500 هزار فقط تعداد چیز‌هایی است که قابل رهگیری است و هر روز مقداری به آن اضافه می‌شود. با پیشرفت فناوری، فرستادن و پرتاب اشیا مختلف به مدار زمین آسان و آسان‌تر می‌شود. هرچند معمولاً پرتاب اشیا به مدار زمین خبر خوبی برای ما انسان‌ها تلقی می‌شود، اما هیچ مقرراتی برای این اشیا‌ء که بالای سیارهٔ ما به هم برخورد کنند، وجود ندارد و هیچ سامانه‌ای هم برای جمع آوری اجزا و خرده‌ها و بقایای این ابزار‌ها و وسایل وجود ندارد و آن‌ها در مدار زمین جمع و روی هم انباشته می‌شوند.

هر چه مدار زمین شلوغ‌تر شود، احتمال اینکه این اشیاء با هم برخورد کنند بیشتر می‌شود و در نتیجه به شبکه‌هایی که ما برای راهیابی به آن‌ها نیاز داریم و تلفن‌هایی ما را به هم وصل می‌کند و سامانه‌های پیگیری وضعیت هوا آسیب جدی وارد خواهد شد. هم‌چنان تلاش‌های بسیاری برای حل این مسئله در جریان است، اما هنوز راه‌حلی پیدا نشده است.


2. شن

با این سرعتی که ما از شن استفاده می‌کنیم، طبیعت توان بازتولید آن را ندارد لابد فکر می‌کنید دیگر این یکی امکان ندارد، چطور ممکن است ما دچار کمبود شن باشیم وقتی تمام ساحل‌ها و صحرا‌ها پر از شن است؟ حقیقت این است که بنا به گزارش سازمان ملل، شن و هم‌چنین سنگریزه، یکی از بیشترین میزان مادهٔ جامد موجود روی زمین است و ما با سرعتی خیلی بیشتر از سرعت بازتولید طبیعی آن در حال مصرف آن هستیم.

هزاران سال طول می‌کشد تا شن بر اثر فرسایش تولید شود و هرروزه در ساختمان‌سازی، احیای خاک و تصفیهٔ آب و حتی در ساخت شیشهٔ منازل و تلفن‌های همراه از شن استفاده می‌شود. کمبود و از بین رفتن شن، زیست‌بوم‌های آسیب‌پذیر را تهدید می‌کند، برای نظارت جهانی بر تنظیم میزان مصرف روزافزون این منبع به‌شدت آسیب‌پذیر، تلاش‌ها و درخواست‌های مختلفی شده است.


3. هلیوم

هلیوم نه فقط در بادکنک‌ها بلکه در دستگاه‌های تصویر‌برداری تشخیص پزشکی هم کاربردی حیاتی دارد. شاید این بار اگر بادکنک پر‌شده از گاز هلیوم را در مهمانی‌ها هوا کنید، احساس گناه کنید. گاز هلیوم هم یکی از منابع محدود زمین است که از لایه‌های عمیق زیر زمین استخراج می‌شود و شاید فقط به اندازهٔ مصرف چند دههٔ دیگر باقی مانده باشد. بعضی برآورد می‌کنند که فقط بین 30 تا 50 سال دیگر منابع این گاز باقی بمانند.

ممکن است فکر کنید این گاز فقط برای شادی و خوشحالی جشن تولد بچه‌ها کاربرد دارد، اما هلیوم کاربرد مهم پزشکی هم دارد: خنک کردن مغناطیس‌های دستگاه‌های ام‌آر‌آی؛ و این دستگاه‌ها انقلابی در تشخیص و درمان سرطان و صدمات مغزی و نخاعی به وجود آورده‌اند.


4. موز

می‌توانید آیندهٔ بدون موز را تصور کنید؟ ویرانشهر نه‌چندان دور ما در آینده احتمالاً کمترین مشکلش نبود اسموتی و شیر‌موز خواهد بود. بیشتر موز جهان که به فروش می‌رسد در معرض تهدید بیماری قارچی پاناماست. بیشتر موز‌هایی که در جهان مصرف می‌شود گونهٔ "موز کاوندیش" است که از یک درخت تولید می‌شوند و، چون همهٔ گونه‌ها شبیه یکدیگر هستند، بیماری پاناما می‌تواند به سرعت در تمام گونه‌های موز شیوع پیدا کند.

این اتفاق چندین سال پیش هم افتاده است؛ در حدود سال 1950 بیماری مشابهی تمام محصول موز جهان را از بین برد و کشاورزان را واداشت تا از گونهٔ "گروس میشل" به گونهٔ "کاوندیش" روی بیاورند. پژوهشگران در تلاشند تا گونه‌های مقاوم‌تری در برابر حملات بیماری‌های قارچی تولید کنند که در عین‌حال خوشمزه هم باشند.


5. خاک

برای پرورش مواد غذایی نیاز به خاک سطحی داریم اگرچه منابع خاک جهان ناگهان به پایان نخواهد رسید، اما ما چنان از منابع خاک زمین بد استفاده می‌کنیم که نیاز به توجه و مراقبت دارد. خاک سطحی خارجی‌ترین لایهٔ خاک است که گیاهان بیشترین مواد حیاتی مورد نیاز خود را از آن تأمین می‌کنند.

'صندوق جهانی طبیعت' که یک اتحادیهٔ غیردولتی و بین‌المللی برای حفاظت از محیط زیست است، برآورد کرده است که حدود نیمی از خاک سطحی جهان در طول 150 سال گذشته از بین رفته است و حدود 500 سال طول می‌کشد که فقط 2،5 سانتی‌متر خاک سطحی به طور طبیعی ساخته شود. فرسایش، کشاورزی فشرده، جنگل‌زدایی و گرمایش زمین همه در نابودی خاک سطحی زمین نقش دارند، خاکی که بیشترین حجم تولید محصولات خوراکی در جهان وابسته به آن است.


6. فسفر

در آینده‌ای نه‌چندان دور ممکن است نتوانید کبریت بکشید، اگر منابع محدود فسفر در جهان تمام شود. در نگاه اول ممکن است فکر کنید فسفر هیچ نقشی در زندگی روزانه‌ٔ ما ندارد. اما فسفر نه فقط از لحاظ بیولوژیکی در ساختمان دی‌ان‌ای انسان نقش حیاتی دارد بلکه یکی از انواع کود‌های مؤثر کشاورزی است که هیچ جانشینی برای آن هنوز یافت نشده است.

اکنون فسفر به جای اینکه با فضولات جانوری و گیاهی به خاک برگردد بیشتر اوقات همراه با محصولات به شهر‌ها برده می‌شود و در نهایت از طریق شبکه‌های فاضلاب به دریا‌ها ریخته می‌شود. با ادامهٔ جریان امور به این صورت که هست، برآورد می‌شود که منابع فسفر موجود در جهان بین 35 تا حداکثر 400 سال دیگر باقی بماند و بعد از آن همهٔ ما حتماً گرسنه خواهیم ماند.

 

 

مرجع